X
تبلیغات
رایتل
سبک مهران مدیری
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 22 فروردین‌ماه سال 1384
از ایسنا
راستی یه نقد از اکبر نبوی در خبرگزاری مهر از دستمون در رفته بود.
گرفتمش.
اکبر نبوی: برخی فیلمهای تلویزیون ساختار رادیوئی دارند // نوروز امسال تلویزیون در زمینه پخش فیلم سینمایی موفق بود.

از اینجاش خوشم اومد
  
وی افزود: اگر مدیری خدای طنز هم باشد، نمی تواند با وجود تولید این حجم برنامه اثر با کیفیت و قابل توجهی ارایه کند. چارلی چاپلین هم که به درستی عنوان بهترین طنزپرداز سینمایی را دارد، در زمینه تولید این حجم اثر با مشکل مواجه می شد.  وقتی یک کارگردان درفاصله های کوتاه دست به تولید برنامه های 130 قسمتی یا 90 قسمتی روتین می زند، کاملا" طبیعی به نظر می رسد توانایی ارایه آثاری با کیفیت را نداشته باشد. به همین خاطر چنین برنامه ای فاقد ارزش های بصری می شود از کمدی به سمت لودگی و مسخرگی سوق پیدا می کند.
---------------------------------------------------------------
این نوشته ها از سایت خبرگزاری ایسنا هستند.در ضمن خبرگزاری مهر هم در مورد جایزه بزرگ زیاد نوشته بود اما به دلیل قلم غیر منصفش بهتون پیشنهاد می کنم حرفای خبرگزاری مهر رو نه بخونین و نه اگه خوندین تحویل بگیرین.اما ایسنا منصفانه تر نوشته ومنصفانه تر خبر جمع آوری کرده. البته فقط بعضی از قسمت های چیزی رو  که در ایسنا نوشته شده قبول  دارم نه همشو.ولی بازم انصاف ایسنا از مهر بهتر بود.

---------------------------------------------------------------------
مسؤول صفحه تلویزیون روزنامه شرق:
بازیگران در «جایزه بزرگ» تیپ‌های قبلی خود را تکرار کردند
«مدیری» هنوز فیلمساز موفقی در مجموعه‌های آپارتمانی است





خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - رادیو و تلویزیون

مسؤول صفحه تئاتر و تلویزیون روزنامه شرق، گفت: تجربه ساخت «جایزه بزرگ» به «مدیری» نشان داد که او هنوز فیلمساز موفقی در مجموعه‌های آپارتمانی است؛ در صورتی که فضاهای این سریال تنها در یک آپارتمان منحصر نبود.

حسن محمودی در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو ـ تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، ضمن اشاره به مطالب بالا، مهمترین مشکل این سریال را ضعف فیلمنامه دانست و اظهار کرد: در فیلمنامه «جایزه بزرگ» شخصیت‌ها به خوبی پرداخت نشده بودند و داستان آن، ظرفیت این تعداد شخصیت را نداشت.

وی افزود: در این مجموعه، شخصیت جدید آفریده نشده بود و بازیگران کاراکترهای سریالهای قبلی خود را تکرار کردند و این بازیگران فکر می‌کردند در صورت تکرار بازیهای قبلی خود باز هم مطلوبیت گذشته خود را دارند در صورتی که بیننده تکرار را نمی‌پسندد.

محمودی در ادامه گفت: اگر بازیگران دیگری در مجموعه‌ای با همین نوع داستان بازی می‌کردند، بیشتر می‌توانستند رضایت مخاطبان را جلب کنند؛ چرا که بینندگان تلویزیون در ایام نوروز به علت فراغت زیادتر با دقت بیشتری برنامه‌ها را تماشا می‌کنند.

وی درباره تفاوت تیپ‌های ارائه شده در این سریال، اظهار کرد: تفاوتی بین واکنش‌های تیپ‌های «آرزو» و «ملیحه» که از دو شهر و با تحصیلات متفاوت هستند، وجود ندارد؛ حتی زنهای سریال‌های مدیری، مثل همتایان خود در کارهای قبلی این کارگردان زنان عقب مانده‌ای هستند که بیشتر موجب خنده بیننده می‌شوند و بازیگران این نقش‌ها سعی در تکرار بازی زنان کارهای قبلی مدیری را دارند.

مسؤول صفحه تئاتر و تلویزیون روزنامه شرق، درباره بازیگران مرد این سریال، گفت: در این سریال با چند شخصیت تلویزیونی روبه‌رو هستیم که در سریال‌های قبل بازیهای درخشانی را ارایه دهند و هر کدام با اسم شخصیت مطرح خود شناخته می‌شوند و آنها خود را در این سریال تکرار کردند. در حالی که بیشتر موفقیت مدیری و بازیگرها در جذب مخاطب به علت خلق شخصیت‌ها و لحاظ بداهه بود که چندان متکی به متن نبود.

وی در ادامه گفت:‌ در حالی که در این سریال به علت وجود متن، امکان بداهه‌پردازی چندان وجود ندارد. به عنوان مثال مخاطبان با لهجه‌هایی که مخاطب را در کارهای قبلی آنها را می‌خنداند روبه‌رو نیستند.

محمودی با اشاره به محوری بودن نقش مهران مدیری در جایزه بزرگ، اظهار کرد: داستان ایجاب نمی‌کند که او نقش پررنگتری را ایفا کند. از طرفی دیگر، مدیری در سالهای اخیر به عنوان کارگردانی موفق در عرصه طنز مطرح بود تا بازیگری پرطرفدار و بازی او در کارهای مختلف با یکدیگر تفاوت چندانی ندارد.

وی درباره بازی رضا شفیعی جم در نقش کامبیز، گفت: او در حال گذار از تیپ بامشاد است و اتفاقا مخاطب نیز ارتباط خوبی با او برقرار کرد و تقلید صدا و اصطلاحات او از سوی مخاطبان نشان دهنده این امر است اگر این سریال 90 شب ادامه می‌یافت بازیگرانی چون شفیعی جم و رضویان می‌توانستند با آگاهی از دیدگاه‌های مخاطبان، تیپهای خود را مطابق با سلیقه‌های آنها اغراق کنند.

محمودی داستان محوری این سریال را قابل پرداخت در 13 قسمت ندانست و افزود: داستان محوری جایزه بزرگ که در آن دو شماره حساب برنده یک خودروی بنز می‌شوند کشش پخش در 13 قسمت را نداشت در صورت پرداخت درست شخصیتها، این سریال قابلیت‌ ساخته شدن در بیش از 13 قسمت را داشت و در برخی قسمتهای سریال بیننده با تراکم حادثه مواجه بود.


-------------------------------------

نایب رییس انجمن نویسندگان سینمای ایران:
تیپ‌سازی نقطه قوت سریال «جایزه بزرگ» بود
مهران مدیری نتوانست شخصا لحظه‌های طنزی بیافریند


خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: فرهنگ و هنر - رادیو و تلویزیون


نایب رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، گفت: ‌تیپ‌سازی نقطه قوت سریال «جایزه بزرگ» بود به ویژه کامبیز در بین تیپ‌های دیگر موثرتر و جذاب‌تر بود.

محمد تقی فهیم در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو ـ تلویزیون خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، افزود: با این سریال به لحاظ موقعیت‌های اجتماعی تا حدودی با کارهای پر زرق و برق فاصله داشت و قشرهای پایین اجتماع را به تصویر کشیده بود، ولی گروه مدیری نتوانست به درستی این تیپ‌ها را از نظر پایگاه اجتماعی بازسازی کند و تیپهای مختلف این سریال عکس العمل‌های مشابهی را در مقابل رویدادها داشتند.

دبیر سرویس هنری روزنامه کیهان، شتابزدگی در تولید را یکی از ضعف‌های این سریال دانست و تصریح کرد: این امر نشاندهنده آن است که در کار سریال‌سازی و تولید داخلی، در اول راه هستیم.

وی افزود: شتابزدگی در این کار به حدی بود که گروه مدیری، حتی فرصت نکرده بودند لباس خود را عوض کنند و همه کار با یک لباس جلوی دوربین بودند.

فهیم، مهمترین ضعف این سریال را ضعف قصه عنوان و خاطر نشان کرد: یکی دیگر از آفت‌های شتابزدگی، نبود زمان برای گروه مدیری برای پرداخت درست دیالوگ‌ها و قصه بود. بنابراین «جایزه بزرگ» از نظر قصه‌پردازی ضعف داشت.

وی تم اصلی داستان را بسیار قوی توصیف و اظهار کرد:‌ در حالی که آرزو و رویاپردازی و مساله قرعه‌کشی بانک‌ها که تاثیر آنها بر روحیه تلاشگری مردم به خصوص جوانان تم اصلی کار بود و این سریال می‌توانست به این موضوعات بپردازد و با قوت دادن به این ابعاد، به اثر متفاوتی تبدیل شود، ولی بیشتر روی تیپ‌ها کار شد و در پایان بندی نیز به این امر پرداخته نشد.

نایب رییس انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران، یکی دیگر از ضعف‌های «جایزه بزرگ» را طرح عشق‌های ضربدری دانست و تصریح کرد: رد و بدل شدن این گونه عشقها این کار را گاهی از طنزی اجتماعی و هجو معمولی به یک ملودرام سطحی تنزل می‌داد و بار دیگر نشان داد که برنامه سازان ما هنوز نمی‌توانند از مسایل اجتماعی برای نگه داشتن مخاطب به درستی استفاده کنند و همچنان در این کارها برای سرگرم سازی مخاطب به عشق‌های سبک سرانه می‌پردازند.

وی درباره بازیگرانی که در کارهای قبلی مدیری درخشیده‌اند، اظهار کرد: همه آنها به تکرار افتاده‌اند و چیزی برای ارائه ندارند. به‌گونه‌ای که جواد رضویان - در نقش مراد به تکرار افتاد و مادر ملیحه خود توانایی ارائه شخصیت قویتری نداشت و گروه پشت دوربین نیز نتوانسته بود او را به خوبی هدایت کند و تنها بازیگرانی که شخصا خلاقانه تیپها را ارائه دادند به کار قوت بخشیدند.

مدیری نیز در نقش بیژن نتوانست شخصا لحظه‌های طنزی را بیافریند.

فهیم با بیان این که مدیری برای یک قصه ضعیف از پرسوناژهای زیادی استفاده کرده است، اظهار کرد: تاثیر گذاری یک فرد در کار طنز اشتباه است. چرا که شخصیت‌های فرعی در کار کمدینهای معروفی چون چاپلین به محور بودن او کمک می‌کردند و موفقیت کارهای روتین نیز به درخشش یک فرد متکی هستند.


 
سه‌شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1384
از همشهری(ایرانشهر خبرسازان ۱۵ فروردین ۸۴)
چهره جذاب تعطیلا ت
کامشاد!

031671.jpg

به دلیل ناتوانی در دسترسی به عکس کامبیز مجبور شدیم به همان بامشاد قناعت کنیم. می بخشید.
۱ اولین بار او مجری یک برنامه مخصوص نوجوانان بود که برای ما خیلی جذاب به نظر نمی رسید. حتی می شود گفت: بفهمی نفهمی، نوبت برنامه او که می شد از یک می رفتیم دو و سه، دنبال یک چیز دندان گیرتر. وقتی هم که سر از ساعت خوش در آورد، فکر کردیم یک نفر دیگر به جمع آنها که معلوم نیست از کجا و برای چه سر از این برنامه در می آورند و تمام عشقشان بازی در نقش جسد و گفت محسن،  گفتم بله ! است،  اضافه شده. اما بعد از دو، سه هفته همه چیز به سرعت تغییر کرد و نقش های کوچک دم دستی جای خود را به فرصت های کوتاه و بلندی داد که برای نمایش استعداد غریب او کافی بود. با خلق کاریکاتور کاراکتر دریک او پای ثابت خنده های پنج شب مردمی  شد که پای ساعت خوش می نشستند؛ برنامه ای که هنوز مشابهی نداشت و دوران طلا یی خود را سپری می کرد.
آشنایی با نام رضا شفیعی جم به همان روزها برمی گردد. زمانی که تصور می شد او و سایرین، چهره هایی مثل ارژنگ امیر فضلی، داوود اسدی، نصرالله رادش، رضا عطاران، نادر سلیمانی، سعید آقاخانی و ... به سرعت پله های ترقی را طی کنند. اما آن چنانکه افتد و دانی از این جمع پر تعداد، فقط چند نفر به حوالی جایی که انتظار می رفت نزدیک شدند.
- 2 پایان ناگهانی ساعت خوش و پراکنده شدن هسته اصلی و حواش بعدی روند چهره شدن این نسل را متوقف کرد یا به تعویق انداخت. بعد از این ماجرا از شفیعی جم مثل خیلی های دیگر خبر خاصی نبود، گرچه نقش هایی کوتاه در سینما مانع از فراموشی کامل او بود. با این حال او که پس از چند سال فترت، بازی در 2 سریال 90 شبی را نیز تجربه کرد، کم انگیزه تر از قبل نشان می داد و فاقد آن لا زم به نظر می رسید. این در حالی بود که حتی کارگردان یک سریال 90 شبی در پاسخ به حذف کاراکتر او از سریال این مساله را به بی نظمی همیشگی او ربط داد.
- 3 نوروز . 84 با انتظار سریالی آغاز شد که پیش تر بارها گزارش تولید یا اخبار حاشیه ای اش تیتر اول نشریات مختلف بود؛ جایزه بزرگ به کارگردانی مهران مدیری که مرد اول طنز روتین تلویزیونی در سالهای اخیر است. اما دو سه قسمت اول پایین تر از سطح توقع بیننده تلویزیون بود. گرچه مدیری، جواد رضویان،  سعید پیردوست و سیامک انصاری در همان اندازه ای بودند که از آنها انتظار می رفت اما درست مثل آنچه در نقطه چین اتفاق افتاد، با حضور رضا شفیعی جم اوضاع تغییر کرد. او با تکرار تیپی که پیش از این در کوچه اقاقیا با بیننده محدودتر آن را دیده بودیم، شماره ۱۰ تیمی شد که برای برد احتیاج به یک تمام کننده داشت؛ کامبیز جوان خوش قلب و شدیدا جوات شهرستانی با بازی رضا شفیعی جم.
- 4 درباره ذائقه بیننده تلویزیونی حرف بسیار است. فارغ از حرف های بزرگ و آرمانگرایانه، به نظر می رسد بزرگترین موفقیت برای یک سریال، جذب بینندگانی است که امکان های متفاوتی برای تماشای برنامه های مختلف دارند و اگر این اتفاق بدون ابتذال رخ بدهد، چه بهتر.
اصلی ترین ویژگی سریال های طنز مهران مدیری شخصیت های خاکستری و کمابیش منفی آن است که به طور اخص در کارهای او دیده می شود. گرچه افراد دیگری سعی کردند از این ویژگی استفاده کنند ولی هرگز به اندازه مدیری موفق نبودند. مدیری کلیشه افرادی معصوم و مثبت را شکست و در 3 سریال اخیرش (پاورچین، نقطه چین و جایزه بزرگ) شخصیت هایی کاملا  منفی اما بسیار دوست داشتنی را به مخاطبان خود معرفی کرد. به طور مثال شخصیت مراد (جواد رضویان) در جایزه بزرگ یکی از رذل ترین افرادی است که تاکنون در سریال های طنز ایرانی دیده ایم. تقابل این افراد منفی و در عین حال سمپات، موقعیت های طنز فراوانی خلق می کند که نمونه اش در سریال های مشابه تاکنون دیده نشده است، البته نباید از نقش موثر نویسندگان مدیری غافل بود.
خلا قیت کارگردانی مدیری در کنار تیم بازیگران قدرتمندی که در اختیار دارد، جزئیاتی را درطنزهای پی در پی و متصل به هم برنامه ایجاد می کند که سریال های او را همچنان جذاب، دیدنی و از همه مهمتر خنده دار ساخته است وگرنه ماهیت کلی سریال های چند سال اخیر مدیری تقریبا همه یکسان بوده اند.
- 5 آنچه که باید به عنوان هشدار درباره آن به بحث پرداخت، همین نقش کامبیز است که پیش تر گفتیم تیپی بود که قبلا  در سریال کوچه اقاقیا به کارگردانی رضا عطاران به نمایش درآمده بود. آیا نباید از روزی
که بازیگرانی مثل شفیعی جم، مثل سیامک انصاری و بقیه به تکرار تیپ های خود بپردازند، به مدیری زنهار داد؟
---------------------------------------------------------






برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 195207


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها