X
تبلیغات
رایتل
سبک مهران مدیری
  
 
 
آرشیو
 
چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1385
مهران مدیری و تیترها

خبرسازان(اردیبهشت 79)

مدیری و تیترها........

از مهران مدیری پرسیده شد که اگر این تیترها را در مطبوعات می دیدید چه جوابی میدادید .جوابهای وی را با هم میخوانیم  

مدیری: میخواهم ذر خارج ازکشور به فعالیت خود ادامه بدهم ؟؟؟؟؟؟

 نخیر اصلا هیچ وقت. فرصت بسیار بود ولی هیچ وقت دلم نخواست که بروم خارج از کشور تا به فعالیتم ادامه بدهم چون معنی ندارد که یک ایرانی کار هنری اش ر ا  در اروپا انجام دهد.مساله مخاطب خیلی مم است.برای مردم و مملکت خود کار کردن خیلی مهم است .به نظر من این کار ؛کار بیهوده ای است 

 مدیری: در اراک به دنیا آمدم 

 نخیر من در تهران به دنیا آمده ام 

 مدیری :دو فرزند دارم یک پسر و یک دختر

  بله درست است (فرهاد و شهرزاد)

مدیری :ای کاش فوتبالیست می شدم         

 نخیر ؛نخیر اصلا دوست نداشتم .چون علاقه زیادی به فوتبال ندارم این را جدی می گویم من اصلا هیچ اطلاعی در مورد تیم ها ندارم در حال حاضر فقط اسم یک تیم در ذهنم است شموشک اهواز!!!! البته اگر درست گفته باشم هیچ موقع فوتبال نگاه نمی کنم فقط در جام جهانی بعضی بازیهای حساس را نگاه کردم مانند ایران_ استرالیا وایران _امریکا

مدیری :مشکلات اقتصادی ندارم

 الحمد الله نخیر ندارم و مطمئنا می پرسید در آمدم آب باریکه است یا خیر ؟باید بگویم نخیر نیست 

مدیری :دیگر با تلویزیون همکاری نمی کنم

 _ چرا همکاری میکنم .اتفاقا یک طرحی برای تلویزیون دارم که در صورت تصویب یکی از متفاوت ترین کارهایم خواهد بود طرح جدیدم هیچ شباهتی به بقبه کارهایم ندارد و اضافه می کنم که نمایشی هم نیست 

مدیری: از بازی در فیلم دیدار راضی نیستم

نه درست نیست نه اینکه اصلا راضی نیستم چون به هر حال فیلم خوش ساختی بود البته برای من کار ارضا کننده و قوی محسوب نمی شود چون در آن موقع شرایط خاصی برای بازی در فیلم داشتم شرایطی خیلی بد. سه تا کار هم زمان انجام دادم .لذا نتوانستم کار خوبی ارائه بدهم دیگر اینکه تبدیل به یک جور وظیفه شده بود و اجرای قرار دادی که به هر حال مجبور بودم تمامش کنم 

 مدیری: اهل مصاحبه نیستم

 بله اصلا بنویسید به زور با من مصاحبه کردید وی از شوخی گذشته مواقعی چیزهایی را در مطبوعات از قول خودم می خوانم که اصلا روحم همذ از این گفته ها خبردار نیست


 
چهارشنبه 17 خرداد‌ماه سال 1385
درباره دوستی با ((مهران مدیری ))

روزنامه ایران - یکشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۸۳. صفحه خانه دوست کجاست؟( مصاحبه از منصور ضابطیان)

درباره دوستی با ((مهران مدیری ))

در این مجموعه گفت و گوها ٬عادت دارم پیش از مصاحبه ٬ کودکی هر کس را پیش خودم تجسم کنم . اما درباره شما چند ساعتی است که دارم با خودم کلنجار میروم و به هیچ نتیجه ای نمیرسم . کودکی شما برایم غیر قابل تصور است .

چرا نتوانستید درباره من به تصور خاصی برسید ؟

 

نمیدانم . خیال میکنم از زمان تولد تا الآن همین شکلی بوده اید !

 

کودکی من ٬ برایم از ۵ سالگی قابل یادآوریست . پیش از آن را به یاد ندارم . آن چیزهایی که در ذهنم به صورت یک لکه مانده یک خانه دو طبقه کوچولو و معمولی است . طبقه پایین زندگی میکردیم و طبقه بالا میهمانخانه بود . مهمترین وسیله در آن اتاق ٬ یک پیانو بود ٬ تعداد زیادی صفحه کلاسیک و مقدار زیادی هم کتاب.

 

این ها مال چه کسی بود ؟

 

مال برادرم که از من خیلی بزرگتر بود . کودکی من شبیه بچه های دیگر نبود . دوست داشتم توی آن اتاق بنشینم و کتاب ها را ورق بزنم ٬ اسم هایشان را حفظ کنم و عکس هایشان را نگاه کنم . یک روز یکی از دوستان برادرم به شوخی از من پرسید آیا این کتاب را خوانده ای ٬ گفتم بله . بعد یک کتاب را نشان داد و گفت : این اسمش چیست ؟ من بلافاصله گفتم : فلسفه هگل .او تعجب کرد که من چطور اسم جنین کتابی را توانسته ام ادا کنم . به او گفتم این که چیزی نیست ٬ تازه من میدانم که چه چیزی توی آن نوشته شده وشروع کردم به صورت طوطی وار چیزهایی که در ذهنم ماند بود را برایش تعریف کردم .

 

برادرتان چه کار میکرد؟

 

او رشته اش زیست شناسی بود و همین باعث شد که من به زیست شناسی هم علاقمند شوم و کتاب های زیادی در این زمینه بخوانم. بخصوص در زمینه زندگی حیوانات و کتاب های داروین و...این علاقه هنوز هم در زندگی ام مانده و یکی از بهترین ساعات زندگی ام ساعت هایی است که فیلم های مستند حیوانات را میبینم.

 

شیطان که نبودید !

 

چرا ٬ شیطنت های خاص خودم را داشتم . چندین بار سرم شکست . کودکی من ٬ کودکی محض نبود . انگار به چیزی که در ذهنم میگذشت آگاه بودم . هر چیزی را که یک بار میدیدم یا میخواندم در ذهنم ثبت میشد .خواب هایم کاملا سورئال بود . پنهان از برادرم میرفتم سر کتاب هایش ٬ چندتایی کتاب داشت از سالوادور دالی که من آنها را خیلی دوست داشتم و شب خوابشان را میدیدم.

 

این وضعیت اطرافیان تان را نگران نمیکرد ؟

 

برای چی باید این اتفاق می افتاد ؟

 

آخر همان طور که یک آدم بزرگ اداهای بچگانه در بیاورد ٬ طبیعی نیست٬ بچه را هم که به نقاشی های دالی علاقمند است را باید برد پیش دکتر!

 

نه ٬ این نگرانی زمانیست که توی رفتار آدم تاثیر گذارد . من رفتار عجیب و غریبی نداشتم.

 

ولی باید دوستان تان خیلی خاص بوده باشند ؟

 

دوستان زیادی نداشتم و احساس تنهایی میکردم . چون در آن دوره و در آن منطقه اصلا عجیب بود که کسی اسم دالی را هم شنیده باشد یا مثل من سمفونی پنجم مالر را از حفظ باشد .

 

کجا زندگی میکردید ؟

 

میدان بروجردی . در جنوب تهران.

 

واقعا ؟! یک پیانو در میدان بروجردی ؟ باورم نمیشود !

 

اتفاقا صدای همسایه ها در آمده بود که این چه سر و صدایی است که صبح تا شب از خانه شما بیرون میاید. مخصوصا اینکه او همیشه یا شوپن میزد یا باخ و یا راخمانینف . برای همین من هم وقتی توی کوچه با بچه ها تیله بازی و لاستیک بازی میکردم مثل بقیه بودم اما وقتی به میهمانخانه میامدم و وارد دنیای دوست داشتنی خودم میشدم ٬ احساس تنهایی میکردم ٬ چون هیچکدام از آن دوست ها آن چیزها را نمیفهمیدند .

این تنهایی تا کی ادامه پیدا کرد؟

 

تا همین الآن که اینجا نشسته ام .

 

یعنی هنوز نتوانسته اید کسی را پیدا کنید که هگل و دالی و باخ را بفهمد؟

 

نه ٬ منظورم از تنهایی این نیست . الأن خیلی ها را میشناسم که این چیزها را بیشتر از من میفهمند ولی باز هم احساس تنهایی میکنم . این تنهایی در دوران دبیرستان هم ادامه پیدا کرد . هر چند دوستانی هم در این دوران داشتم.

 

فصل مشترکتان با آنها چه بود ؟

 

هیچ چی ٬ در حد فوتبال ٬ در حد درس نخواندن ٬ در حد مثل هم نمرات افتضاح گرفتن ٬ اسم روی معلمها گذاشتن ٬ فرار کردن از مدرسه و ... راستش با کسی نمیتوانستم درباره اینکه چه چیزی دوست دارم صحبت کنم .

 

یار غار هم داشتید ؟

 

نه ... نداشتم .

 

اسم قدیمی ترین دوستتان را به یاد دارید؟

 

آره ... ولی باید خیلی فکر کنم.

 

چطور ؟ کسی که در کودکی فلسفه هگل را حفظ میکرده ٬ قاعدتا باید حافظه خوبی داشته باشد .

 

یادم آمد ... سیامک بود که خیلی با هم نزدیک بودیم و امیر ٬ همین ها...

 

توی مدرسه احتمالا از آنهایی بودید که با بد جنسی تمام یک کاری میکرده و میانداخته گردن دیگران ... نگویید نه !

 

اتفاقا کاملا اشتباه میکنید.من هنوز کارنامه های دوران مدرسه ام را دارم و همین طور پرونده های محرمانه ای که برایمان درست میکردند توی تمام سالهایش نوشته: فعال است ٬ با هوش است و مدیر است .

 

این ربطی به اسم فامیلتان که نداشت ؟

 

نه ٬ واقعا همین طور بود . یعنی همیشه من بودم که میگفتم چی بازی کنیم و یا چه جوری بازی کنیم . رئیس پلیسه یا آدم دزده من بودم .

 

ولی آد خوب الزاما شما نبودید ؟

 

نه ... اما برعکس آنچه شما میگویید من اغلب مواقع گناه ها را گردن خودم میگرفتم . خیلی از موارد وقتی یکی لو میرفت ٬ من همه چیز را قبول میکردم و میگفتم گناهکار من هستم . این حس هنوز هم در من مانده و هیچ وقت عادت ندارم که راز کسی را فاش کنم .

 

رازهای خودتان چی ؟ رازهایتان را به راحتی برای دیگران میگویید؟

 

نه ٬ اصلا چون من آدمی که همواره دوست داشتم در کنارم باشد هیچ وقت وجود نداشته ٬ برای همین رازهایم سر بسته مانده .

 

شما خیلی شجاعید ؟

 

چطور؟!

 

معمولا آدم های متاهل از گفتن چنین حرفی پرهیز میکنند.

 

نه ٬ حرفی کلی من اصلا راجع به زندگی زناشویی نیست ٬ راجع به رابطه خودم است با اجتماع .

 

خب ٬ چطور کسی که اینقدر در اجتماع ٬تنها و منزوی است میتواند برنامه ای بسازد که میلیون ها نفر را به پای تلویزیون بنشاند ؟

 

شاید یکی از دلایل گرفتن برنامه های ما ٬ تنهایی و خود محوری من است . من تفکرات خودم را میسازم . منظورم محتوای برنامه نیست . ساختار برنامه و جنس بازی خودم . خیلی وقت ها ٬ در طول تاریخ آدم هایی که تنهایی شخصی شان بیشتر است ٬ توانسته اند آثار اجتماعی بهتری خلق کنند.

این ((خود محوری)) که میگویید در زندگی تان هم هست؟در زندگی هم این ((من)) تان اینقدر قوی است ؟

بله ٬ بسیار قوی است .

و این ٬ شما را به عنوان یک آدم خودستا یا خودشیفته به دیگران معرفی نمی کند؟

نه٬ چون به شدت همراه با فروتنی و خواستن نظر دیگران است. من نظرم را خیلی محترمانه میگویم و دیگران به دو دلیل آن را قبول می کنند . یا اینکه درست می گویم و یا اینکه می خواهند دل من را نشکنند. من در کار مشورت می کنم اما به قول اطرافیانم تهش کار خودم را می کنم . شاید اسم این کار خودشیفتگی نباشد ٬ اما من دوست دارم تصمیم نهایی را خودم بگیرم.

این باعث دلگیری دوستان تان نمی شود ؟

نه ٬ چون از راهش بوده .

راهش چه بوده ؟ فرمولش را می گویید ؟

نه ٬ چون تعریف خاصی برایش ندارم . من نظرم را می گویم و نظر دیگران را می پرسم و بعد بر اساس یک جمعبندی تصمیم می گیرم .

تا دوره دبیرستان درباره دوستان تان صحبت کردید ٬ بعد از آن چه اتفاقی افتاد ؟ شکل دوستی هایتان از کجا به بعد تغییر کرد؟

از وقتی وارد تئاتر شدم . طیف دوستانم عوض شد .

از دوستان آن دوره کسی را به یاد دارید ؟

بله ٬ بهروز سلیمی و همسرش لیلا حیدری که به کانادا رفتند ٬ علی آقا محسنی و عارف برهمن دوستان دوره اولی بودند که تئاتر را با هم شروع کردیم.

مهم ترین نمایش آن دوران را هم به خاطر ما آورید؟

بله ٬ کاری که خیلی مورد استقبال قرار گرفت ٬ کاری برای کودکان به اسم پلنگ نادان بود.

حتما شما نقش پلنگ را بازی می کردید ؟

نه ٬ من خارپشت بودم .

این دوستی ها ادامه پیدا کرد؟

تا اندازه ای ٬ اما رفته رفته شکل کاری من در تئاتر عوض شد و طبیعی است که دوستان جدیدی پیدا کنم. کسانی مثل محسن حاج یوسفس و علی حریری . بعد به رادیو رفتم و باز طیف دوستانم عوض شد . اینجا دیگر دوستانم به تفکرات من نزدیک تر بودند.

با چه کسانی دوست بودید؟

کسانی مثل احمد آقالو ٬ میکاییل شهرستانی ٬ مجید حمزه ٬ علی عمرانی ٬ رضا عمرانی ٬ محمد عمرانی ٬ رضا کاووسی ٬ صدرالدین شجره ٬ بهزاد فراهانی ٬ ثریا قاسمی و ... یک دفعه همه چیز عوض شد و آدمها این شکلی شدند و دوستی ها ادامه پیدا کرد تا تلویزیون.

برایم جالب است ٬ شما که صدا پیشه بوده اید ٬ چطور در اجرای تلویزیونی صدایتان از خودتان جلوتر نمی افتد؟

این آگاهانه است. چون جلو افتادن صدا غلط است . صدا پیشه ها اغلب اسیر صدایشان هستند و آنقدر درگیر این مسئله می شوند که به بازی شان لطمه می خورد . من آگاهانه مواظب بودم که این اتفاق نیفتد. من با صدای خودم حرف میزنم .

وقتی کارهای تلویزیونی شما را در این فاصله ۱۰-۱۲ ساله نگاه می کنم ٬ میبینم که معمولا با آدمهای ثابتی کار کرده اید . به نظر میرسد بیشتر از آنکه مسئله حرفه ای بودن آدمها توجه داشته باشید ٬ به توانایی آنها در برقراری یک رابطه دوستانه توجه دارید ؟

این حرف شما درست است ٬ اما یک روتوش میخواهد . من مثلا دنبال یک فیلمبردار حرفه ای به معنای تلویزیونی اش نیستم ٬ نه به این خاطر که دوست دارم او دوست من باشد ٬ بلکه به این دلیل که این نوع کار آدم خاص خودش را میخواهد . البته این را به عنوان مثال میگویم ٬ چون اصلا فیلمبردارهای کارهای ما حرفه ای هستند. این کار به خاطر بداهه اش آدم خاص خودش را میخواهد . آدمی که هوش این را داشته باشد که بداند الان باید در یک صحنه بداهه چه کار کند .

درباره بازیگران هم همین طور است ؟

بله ٬ این کار بازیگران خاص خودش را هم میخواهد . خیلی از بازیگران حرفه ای نمی توانند این کار را بکنند. یکی به خاطر فشار زیاد کار و دیگر به خاطر بداهه گویی اش.

اگر یکی از دوستان قدیمی تان بیاید و از شما یک نقش بخواهد و شما هم بدانید که او بازیگر خوبی نیست ٬ به اونقشی محول میکنید؟ژ

نه٬ دوستی در این مسئله نقشی ندارد . من اگر دوست خوبی باشم ٬ باید آبرویش را حفظ کنم . من سعی میکنم او را کنار خودم نگه دارم ٬ اما کار دیگری به او بدهم . این طوری هم آبروی ا حفظ میشود و هم آبروی خودم .

اگر قرار باشد یک فهرست کوچک از دوستان فعلی تان ارائه بدهید ٬ این فهرست نام چه کسانی را در بر میگیرد ؟

علیرضا عصار ٬ فردین خلعتبری ٬ بهرام طالقانی ٬ ساعد هدایتی ٬ مجید و حمید آقا گلیان ٬ محسن چگینی ... ایبته این فهرست میتواند یک فهرست ۳۰۰-۴۰۰ نفره باشد ٬ اما کسانی که بیشتر با هم هستیم ٬ همانهایی هستند که گفتم .

اما وقتی بیشتر بغض میکنید و می خواهید گریه کنید ٬ بین این آدمها کسی هست که فقط پیش او بروید ؟

بله هست ٬ اما اجازه بدهید اسمش را نبرم .

چرا ؟ این یک راز است یا یک استراتژی ؟

نه ٬ یک استراتژیست . این جوری هیچ کس ناراحت نمیشود . چرا باید کسی را ناراحت کنم ؟ آدمها مجموعه ای از نقطه ضعفها و نقطه های قدرت هستند . باید آنها را همان طور که هستند قبول کرد و دنبال آزار دادنشان نبود .

با این دیدگاه ٬ خود شما هم مجموعه ای از ضعفها و قدرتها هستید . قدرتتان را روی صفحه تلویزیون دیده ایم ٬ اما صادقانه بگویید بزرگ تین ضعف تان چیست ؟

نمی دانم این چیزی که میگویم ضعف است یا نه ٬ ولی بهر حال خصوصیتی است که اطرافیانم را آزار میدهد . من اصلا آدم اجتماعی نیستم . به شدت درونگرام و به شدت از جمع ٬ شلوغی و شادی گریزانم. نگاه اغلب مردم به من این طور است که آدم بسیار شاد و شنگول و بذله گو و حاضر جوابی هستم ٬ ولی اصلا این طور نیست . تنهایی را بیشتر دوست دارم و اصلا طاقت هیاهو و شلوغی را ندارم .

توی یک جمع میتوانید جوک تعریف کنید ؟

شوخی میکنید ؟ جوک تعریف کنم ؟! محال است بتوانم چنین کاری انجام دهم. اصلا تا دوره نوجوانی فکر میکردم ٬ شاد بودن ٬ آواز خواندن و هر کاری که آدم را سرخوش نشان دهد ٬ کاری است به شدت جلف . به نظرم هیچ چیز از بهتر از متانت نبود.

خب ٬این تفکر چطور تغییر کرد ؟

هنوز تغییر اساسی نکرده است . فقط شکلش عوض شده . حالا به نظرم شادی ٬ جلف بودن و سبک بودن نیست و آدم متین الزاما آدمی نیست که نگوید و نخندد! به این نتیجه رسیده ام که شادی اساسا یک چیز درونی است و میتوان متین بود و در عین حال از درون شاد بود و احساس خوشبختی کرد.

شما میل دارید ؟

به چی میل دارم ؟... آهان منظورتان ای میل است ؟

بله

بله . دارم٬ ولی حفظ نیستم. روی یک کارتی است که در خانه است ٬ اما سایت دارم .

آدرسش را حفظ هستید ؟

بله٬ www.modiri.net روی آن جایی هم برای فرستادن ای میل هست .

چقدر خوشحال شدم وقتی گفتید درباره زیست شناسی و زندگی جانوران اطلاعات زیادی دارید . مدتی است دنبال جواب این پرسش هستم که تفاوت سوسمار و تمساح در چیست ؟

شاید خیلی دقیق نتوانم به این سوال جواب دهم ٬ چون خیلی علمی است . ولی به نظرم میرسد سوسمار گونه ای از خزندگان است که پوزه بلندتری نسبت به تمساح یا کروکودیل دارد.

اگر شما یک سوسمار بودید ٬ چه کسی را می خوردید ؟

احتمالا غذای خودم را می خوردم ٬ ماهی و پرنده و این جور چیزها ... من هنوز مجبور نیستم کسی را بخورم.


 
چهارشنبه 8 تیر‌ماه سال 1384
گزارش --> مهران مدیری در کنفرانس
۷ تیر ۱۳۸۴
ساعت ۱۱ شب
یه تجربه خوب!
مهران مدیری با هوادارنش در کنفرانس اینترنتی.
البته با حضور محراب قاسم خانی سیامک انصاری و شقایق دهقان.
اینم یه عکس از آقای مدیری(از وب کم) ببخشید کیفیت پایینه خودمم از وب کم همین جوری میدیدم.



 تازه صدا رو هم نداشتم در صورتی که اکثر بچه ها داشتن
خیلی حسرت خوردم ولی آقای قاسم خانی لطف کردن و جواب های آقای مدیری به سوالات بچه ها رو تایپ میکردن.

ساعت 11:05:33 به وقت مسنجر من علی رضا اعلام کرد:

 

alireza_siavash (11:05:33 : بچه ها !!!

alireza_siavash (11:05:39 :آقای مدیری تشریف اوردن

alireza_siavash (11:06:05 : من تصویرشونو دیدم

(ابراز احساسات بچه ها)

ساعت 11:07:40 آقای قاسم خانی به کنفرانس پیوستن

Yahoo! Messenger (11:07:40 
 mehraab_gh has joined the conference.

(سلام و احوال پرسی بچه ها)
 ساعت 11:09:01 اقای قاسم خانی رسما سلام کردن.

ساعت 11:12من تصویرو داشتم آقای مدیری نشسته بودن روبه رو.

آقای قاسم خانی گفتن که می خوان میکروفونو بدن به آقای مدیری و صد حیف که من تا آخر کنفرانس هرگز نتونستم از اسپیکرم چیزی بشنوم.

11:14:۴۷ محراب قاسم خانی گفت که هر وقت همه آماده شدن شروع کنیم.

علی رضا گفت آقای مدیری می خوان صحبت کنن.من که نشنیدم ولی از صحبتای بچه ها یه چیزایی متوجه میشدم.

alireza_siavash (11:15:40 :
 aghaye modiri mikhan sohbat konan ...

…..

roohe_sookhte (11:17:35 :
ashke shoghe

 و اشک شوق بود...
اونایی که صدا داشتن میگفتن آقای مدیری یه شعر هم خوندن.

بعضی ها با صدا مشکل داشتن آقای قاسم خانی خودش شروع کرد به تایپ کردن حرفای آقای مدیری.از طرف همه کسانی که دیشب صدا رو نداشتن از اقای قاسمخانی تشکر می کنم که تایپ کردن.

محراب :مهران از همه تشکر کرد.

….....
نمی دونم از طریق میکروفون قبل از این سوال،سوال دیگری هم از آقای مدیری شده بود یا نه اما توی کنفرانس این اولین سوال بود .

Sagittarian_k84:آقای مدیری می شه از کار جدیدتون بگین؟بچه ها خیلی مشتاقن درباره اش بدونن.

جواب اقای مدیری:در مورد کار جدید که در مرحله پیش تولیده ماه دیگه تصویر برداری شروع میشه.امیدوارم که از همه کارای قبلی بهتر بشه.به پاورچین مربوطه.با شبکه هماهنگ شده که 15 مرداد الی 20 مرداد پخش بشه،اگه اتفاقی نیفته.تصمیم ما که اینه.

….....

:nargessrostami آقای مدیری شما هر بار می گید " این دیگه آخرین کار نود شبی منه ... می خوام فیلم سینما یی بسازم " ... ولی باز دوباره می رید سراغ همون نود شبی ها . چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب:من از رو نمیرم این بار هم میگم این آخرین نود شبیه ،ولی قول میدم این دفه آخریش باشه.

….....

nini_ashna:آقای مدیری فیلم تصویری کنسرتتون که گفته بودین داره میکس میشه کی قراره پخش بشه؟همین طور کی ضبطش شروع میشه؟

 جواب آقای مدیری:فیلم کنسرت و آماده شدنش حدودا یک ماه دیگه مونتاژش و تبدیل به  DVDو VHS و ضبط تموم میشه،بعدش میره برای پخشو اون رو نمیشه پیش بینی کرد.میشه گفت حدود دو سه ماه یا زودتر میاد به بازار.

….....

Nargessrostami: آقای مدیری شما واقعا چند سالتونه ؟ بعضی ها می گن متولد 1340 و بعضی ها هم می گن 1346

جواب:میگن روایتا در مورد سن مختلفه .ولی من متولد 46 هستم.یعنی 38 سالمه.

یعنی تو نوروز 72 شما 24 ساله بودین؟:alireza_siavash

جواب:بله نوروز 72 ،24 ساله بودم.

 

 (ابراز تعجب حاضران در کنفرانس!

توضیح:البته حق داشتن چون قبلا توی خیلی از سایتای معتبر خونده بودن آقای مدیری متولد 1340 هستن.دوستانی که اینو می خونید اگه در سایتی وبلاگی جایی دیدید بیوگرافی آقای مدیری رو زدن متولد 1340 لطف کنید یه ایمیل بزنید به سایت مربوطه و از اشتباه درشون بیارید .مثلا سایت سوره یا ایران اکتور)

….....

همین جوری که ملت همچنان داشتن تعجب می کردن از سن آقای مدیری من سوالمو واسه بار دوم پرسیدم، چرا بار دوم چون  اون قدر توی اون کنفرانس شلوغ بود که صدا به صدا نمی رسید.هر چند به لطف دوستان و دقت آقای  مدیری و آقای قاسم خانی همه سوالا پاسخ داده شد.

یه بار پرسیدم اما جوابی ندیدم. در مورد فیلم سنمایی آقای مدیری:booktoy7

جواب:کار سینمایی زمستون شروع میشه.ایشالا که میشه.

فیلمتون کمدی هست؟:sagittarian_k84

جواب:فیلم کمدیه.عجیب غریب هم هست.

 ما منتظر شاهکاریم یه فیلم عالی.:booktoy7

جواب:درست میگید.یکی دو ساله که فیلم های کمدی دیگه خوب نیست.ولی این فیلم فیلمنامه خیلی خوبی داره که پیمان نوشته و یکی از بهترین ها هست منم امیدوارم که خوب بسازمش.

….....

nargessrostami:علت اصرار شما به استفاده از آقای ساعد هدایتی و علی کاظمی چیه ؟؟؟ ... فقط دارم سؤال می کنم قصد جسارت ندارم

جواب:ساعد دوستمه.چی کار کنم.چه خاکی به سرم کنم با من دوسته هی کمکم میکنه منم مجبورم یه کاریش بکنم علی هم دوست مدیرتولیده سر جاهازین .اونم باید یه جای دلم بذارم با اون هیکلش ولی هر دوشون خیلی دوست داشتنین و من معذرت می خوام.

….....

sagittarian_k84: آقای مدیری ما توی بعضی نشریات خوندیم که شما در ایتالیا تحصیل کردید.این صحت داره؟

جواب:بله.من یه دوره بازیگری و کارگردانی در ایتالیا دیدم و یه دوره تکمیلی هم در استکهلم سوئد.

….....

اقای مدیری میشه یه کم در مورد "بنفشه آفریقایی" توضیح بدین؟:hmn_86

جواب:سال 77 بر اساس یه قصه بلغاری ساخته شد،خیلی هم فضاش تلخه.خودم هم دوسش دارم.کسی هم ندیده،فقط خودم هی میبینم لذت می برم.

….....

با شخصی بنام کامیار ارتباط دارین؟ :alireza_siavash

جواب:کسی به نام کامیار نمی شناسم ولی کیان می شناسم و می دونم خیلی زحمت میکشه.

….....

(علی رضا خبر افتتاح شدن وب سایت هواداران مدیری رو داد.آدرسشو هم گذاشت.یه هزار باری هم آدرس رو تکرار کرد.اینه آدرسش:

http://www.noghtechin.net/modirifans/index.html

در ضمن گفت از فردا میره به آدرس جدیدش. یعنی وبلاگ قبلیش تعطیل.)

….....

:nargessrostami انگار کار جدیدتون به برره ارتباط پیدا می کنه ... نه ؟؟ ... چرا ریسک می کنید ؟ بهتر نیست بذارین خاطره ی پاورچین همونطور خوش و شیرین باقی بمونه ؟

جواب:این موضوع که پاورچین هم ممکنه خراب بشه،ما هم فکرش رو کردیم ولی طرح اینقدر داره خوب جلو میره که به نظرم از پاورچین هم بهتر میشه.شما هم دعا کنید.

(ما هم دعا می کنیم،مثل همیشه...)

….....

alireza_siavash: آقای مدیری ! ما اینجوری قبول نداریم . با این کیفیت ضعیف اینترنت در ایران نمیشه درست کنفرانس برقرار کرد .

میتونید حضوری کنفرانس داشته باشید؟

جواب:من خیلی دلم می خواد که همتون رو  ازنزدیک ببینم ولی نمی دونم چه جوری میشه هر جا که بگید من حاضر میشم.

محراب قاسم خانی:لطفا خونه ما نباشه.....

….....

golnoosh_mb: آقای مدیری شخصیت بسیار والایی دارن و همین باعث میشه که در همه ی کارهای هنریشون پیشرفت داشته باشن و از همه جلوتر باشن چون از نظر شخصیتی از همه متمایز هستن

(در ضمن فکر کنم یکی با میکروفونش یه سوال کرد حالا راجع به چه شخصی بماند شما فقط جوابو بخونید)

جواب:معمولا راجع به کارای بقیه نظر نمیدم چون باعث بحث و دعوا میشه.هر کی کار می کنه خوب داره کار می کنه دیگه.اجازه بدین چیزی نگم.

sagittarian_k84: ولی ایشون دارن در تیتراژ برنامه شون آشکارا از کارهای شما تقلید می کنن.

….....

:چرا چند ساله که دیگه دنبال کشف بازیگران نخبه نیستید ؟ nargessrostami

جواب:برای اینکه هر بار می خوام نود تایی نسازم،دنبالش نیستم.ولی توی کار جدید می خواستم در کنار بچه های قبلی هم باشم.بچه هامون خیلی خوبن.ولی سخت میشه جایگزین کرد ولی چون طرح به پاورچین مربوطه باید از همون بچه ها استفاده کنیم

….....

(بچه ها نمی دونم از کجا سیامک انصاری رو دیدن که شروع کردن به ابراز ارادت)

آقای قاسم خانی هم تایپ کردن:سیامک هم اینجا از خوشی ترکید.

….....

:آقای مدیری! نظرتون در مورد آقای اویسی چیه؟؟؟؟؟alireza_siavash

جواب:در مورد آقای اویسی هم فعلا قصدش رو نداریم شاید بعدا.

 

(فکر کنم یکی با میکروفون در مورد جواد رضویان پرسید.)
جواب:در مورد جواد هنوز چیزی معلوم نیست.شاید تا چند روز دیگه معلوم بشه که هست،البته حتما باید باشه یعنی بهش نیازه ولی مدتی به خاطر مشکلاتی نمی تونه کار کنه ولی ما امیدواریم.

 

….....

اقای مدیری ... موضوع ناصر رحیمی حل شد؟:alireza_siavash

جواب:مشکل حل نشده ولی مشکل خاصی نیست و حل میشه.

….....

آقای مدیری پدرم پیشنهاد می کنه یه کمدیه صامت بسازین.:nargessrostami

جواب:از قول من پدرتون رو ببوسید.

….....

یکی در مورد آلبوم جدید پرسیده بود

جواب:آلبوم جدید کنسرته به علاوه یکی دو ترانه اضافه.

 …..... 

 :nini_ashna

آقای مدیری اگر  که شعر و ترانه خوبی پیدا بشه از طرف همین بچه های گروه حتی،آیا حاضر هستید که به صورت ترانه اجراش کنید؟اگه بله امکان رسوندن این شعرها به دست شما چه جوری باید باشه؟

جواب:در مورد شعر که حتما مال شما خوبه دوست دارم که به دستم برسه ولی الان نمی دونم چه جوری میشه.شما با محراب در تماس باشید.من یه سری مجموعه اشعار دارم ولی خوب شاعر نیستم یه سری نوشته های حسیه که سعی کردم به طور آزاد بگم و قصد دارم برای چاپ بدم ،شاید سه ماه دیگه.

….....

(یکی هم در مورد چاپلین پرسیده بود)

جواب:من از چاپلین بدم نمیاد چطور ممکنه بدم بیاد چون از همیشه تا الان خیلی خوبه و بقیه اندازه پشه هستن.همه فیلمهاشو دوست دارم.مخصوصا دیکتاتور بزرگ.
….....

اسم سریال جدید ایستگاه جابرآباده؟:sara_9874

جواب:اسم سریال جدید ایستگاه جابر آباد نیست.چون طرح عوض شد ولی اگه شبکه موافقت کنه می ذارم ته چین.

….....

اگه شهرزاد یک روز بهتون گفت که می خواد بازیگر بشه اجازه می دید؟:nargessrostami

جواب:(چون آقای مدیری گفتن فقط جوابو به شما میگم پس از گذاشتنش در وب معذورم البته شاید به شوخی گفته باشن ولی باید جانب احتیاط رو نگه داشت)

….....

سریال جدید از چه شبکه ای پخش میشه؟کی پخش میشه؟:sara_9874

جواب:شبکه سه.واسه تابستون پخش میشه.

….....

 شما به ساعت مچی و کت قهوه ای علاقه ی خاصی دارید ؟ !!!! :nargessrostami

جواب:بله ساعت دوست دارم.به کت شلوار قهوه ای مشکی و اینا علاقه دارم.این ساعتم هم جدیده.

 ….....

اقای مدیری اضافه کنیم به لباس و ساعت ،گوشی موبایل رو:nini_ashna

جواب:بله،من گوشی موبایل هم خیلی دوست دارم.

….....
alireza_siavash:من جواب اینکه اقای مدیری ساز میزنن رو نشنیدم
(جالبه که من خود سوال رو هم ندیدم)
جواب:نخیر ساز نمی زنم فقط با گیتار می تونم یه کم ماینور بگیرم و یه قضیه دیگه.همه ترانه هام رو هم با اینا تنظیم میکنم حتی سنتی رو.چون همین سه تا رو بلدم.
alireza_siavash:درسته که شما شاگرد استاد نوری بودین؟

جواب:نخیر شاگرد استاد نوری نبودم ولی درس عوض نگرفتم.(ابهام این جمله رو می بخشید.فکر کنم یه اشتباهی توی تایپش شده)

…………

:alireza_siavash نظرتون در مورد موسیقی سنتی چیه؟ استاد شجریان - آقای افتخاری؟

جواب:در مورد شجریان از کودکی دوستشون داشتم و همین طور صدای افتخاری.

............

(یکی راجع به آقای محمد نوری چیزی به اقای مدیری گفت البته نه در کنفرانس)

جواب:ممنون.منم اقای نوری رو خیلی دوست دارم.ایشون هم لطف دارن منم آلبومم رو به ایشون تقدیم کردم.

............

Nargessrostami: من پرتره ی شما رو نقاشی کردم . می خواستم قابش کنم و به خودتون هدیه بدم . چطور می تونم این کار رو بکنم ؟... البته اگر مایل هستید ... اصراری ندارم

چواب:خیلی ممنون.شما هم با محراب در تماس باشید که من بتونم ازتون بگیرم.

...................

alfred_hichkakian:آقای خلعتبری رفیقتونن؟

جواب:اگه اشکال نداره.

.................

آقای قاسم خانی فرمودند ویس ما متاسفانه رفت.

قاسم خانی:صبر کنید مهران حرف داره من تایپ می کنم.میگن دوست دارم همتون رو ببینم و یک بار حتما قرار بذاریم،شاید در محل ضبط سریال جدید.همتون رو دوست دارم.به امید دیدار.


ساعت 12:17:18 آقای قاسم خانی از کنفرانس خارج شدن.

 

Yahoo! Messenger (12:17:18 :
 mehraab_gh has left the conference.


تمام.


<<    1       2       3       4       5       ...       11    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 194986


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها